Skip to content
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

خیالش را به نوعی انس در جان من است امشب

خیالش را به نوعی انس در جان من است امشب که با این نیم جانیها دو جانم در تنست امشب به صحبت هر که را خواند نهان آرد به قتل آخر مرا هم خوانده گویا نوبت قتل منست امشب به کف شمشیر و در سر باده چند اغیار را جوئی مرا هم هست جانی کِش غرض خونخوردنست امشب ز بدمستی به مجلس دستم اندر گردن افکندی اگر من جان برم صدخونت اندر گردنست امشب سری کز باده بودی بر سر دوش سرافرازان به هشیاری من افتاده را در دامنست امشب سرم کوبند اگر چون زر بهم باشد به مهر او که دل اسرار آن طرفه عیار مخزنست امشب ز بزم دوست محروم از زبان خود شدم اما چه‌ها دربارهٔ من بر زبان دشمن است امشب از آن خلعت که بر قد رقیب از لطف میدوزی هزارم سوزن الماس در پیراهن است امشب دمی بر محتشم پیما می دیدار ای ساقی که ذوقش جرعه خواه از باده مردافکن است امشب

Unlock the Power of Language & AI

Benefit from dictionaries, spell checkers, and character recognizers. A revolutionary step for students, teachers, researchers, and professionals from various fields and industries.

Lughaat

Empower the academic and research process through various Pakistani and international dictionaries.

Explore

Spell Checker

Detect and correct spelling mistakes across multiple languages.

Try Now

OCR

Convert images to editable text using advanced OCR technology.

Use OCR